كارآفرين ويژگي‌هاي شخصي منحصر به فردي دارند که برخی از این ویژگی ها در ادامه مورد بررسی قرار گرفته است . با ما همراه باشید.

 

حالت ذهنی مثبت

یکی از متفکران می گوید ” حالت های ذهنی، آدمی را خوب و بد، شاد و مغموم، غنی و فقیر می کند”
در زمانی شما یک قهرمان بودید و هر کاری را به خوبی انجام می دادید بدون هیچ مشکلی ، اما شاید در زمانی دیگر شما در هر کاری ناموفق شدید ، شما که همان آدم قبلی بودید؛ مشکل کار کجاست؟ شاید منبع یکسانی را نیز در اختیار داشته اید؛ پس چرا در یک زمان، نتایج مطلوب و در زمانی دیگر نتایج نامطلوب به دست می آورید؟ صاحبنظران تفاوت را در حالت فیزیکی و عصبی ای می دانند که ما در آن قرار داریم؛ آدمی حالت هایی دارد که نیرو بخشند ، همانند : عشق، امید، ایمان اعتماد که موجب پیدایش انواع قدرت شخصی می شود؛  حالتهایی دارند که فلج کننده اند ، همانند : ابهام، ترس، غم، افسردگی که آدمی را ناتوان می کند.
شما باید بدانید که چگونه می توانید حالت ذهنی خود را کنترل کنید که در جهت رشد و شکوفایی شما عمل کنند.
رمز دستیابی به حالت ذهنی نیرو بخش، دست زدن به اقدام و اهل عمل بودن است. تفاوت میان آنان که نمی توانند به هدفشان دست یابند و آنان که موفق اند، این است که دسته نخست نمی توانند حالت ذهنی خود را به حالت حمایتی تبدیل کنن، ولی دسته دوم می توانند همواره خود را از نظر ذهنی در حالتی قرار دهند که حامی آنان در کسب و کارشان باشد.

ويژگی های کارآفرین

 

توفیق طلبی

مردم هر جامعه از نظر روانشناسی می توان به دو گروه عمده تقسیم کرد:
گروه اول : گروهی که فرصت ها آنان را به چالش می خوانند و بر آن اند تا کارهای دشوار را انجام دهند تا به هدفی خاص دست یابند که این گروه در اقلیت اند.
گروه دوم: گروهی که بی تجربه از کنار فرصت ها و مسائل می گذرند که اینان در اکثریت اند.
در مجموع ویژگی افراد توفیق طلب را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
۱-افراد موفقیت طلب، موقعیت هایی را دوست دارند که برای پیدا کردن راه حل مشکلات، شخصاً مسئولیت داشته باشند. دلیل این ویژگی روشن است؛ زیرا اگر چنین نباشد، نتیجه ی موفقیت آمیز برای آنان خشنودی اندکی به همراه دارد. افراد توفیق طلب، در فعالیت ها و موقعیت هایی که نتیجه به توانایی ها و تلاش های آنان بستگی ندارد، بلکه به شانس یا عوامل دیگر خارج از کنترل آنان بستگی دارد، درگیر نمی شوند.
۲-ویژگی دیگر موفقیت طلبان، تمایل آنان برای انتخاب هدف های متوسط و خطر کردن هایی حساب شده است، توفیق در کارهای ساده و روزمره، در این افراد چندان رضایتی ایجاد نمی کند و مسائل بی نهایت دشوار و غیر قابل دستیابی نیز برای انان هیچ جذابیتی ندارد.
۳-به نظر میرسد که افراد موفقیت طلب به توفیق شخصی و درونی بیش از پاداش بیرونی و پول یا قدردانی علاقه مندند. آنان پاداش را رد نمی کنند، زیرا نتیجه ای برای فعالیتشان است؛ اما اهمیت پاداش های بیرونی، به اندازه ی خود توفیق نیست.
۴-موفقیت طلبان، موقعیت هایی را جستجو می کنند که کسب بازخورد واقعی آن ها ممکن باشد. یعنی در شرایطی قرار بگیرند که بتوانند از نتیجه فعالیت خود اگاه شوند. البته اظهار نظر هایی که در مورد ویژگی های شخصی آنها می شود، مورد علاقه ی آنان نیست؛ بلکه اطلاعاتی را می خواهند که مربوط به نحوه انجام کار آنان باشد.
۵-اغلب تا زمانی که کار با کامیابی به پایان برسد، کاملا شیفته و مجذوب آن کارند و به کارهای دیگر نمی پردازند.آنان نیمه تمام گذاشتن کار را دوستندارند و تا زمانی که تمام تلاش خود را به کار نگیرند، رضایت خاطر پیدا نمی کنند.
۶-موفقیت طلبان تا زمانی که گمان کنند کار خود را درست انجام می دهند، به قضاوت دیگران توجهی نمی کنند.

تمایل به ریسک و مخاطره

کارافرینان افرادی میانه رو هستند که حساب شده ریسک میکنند. آنان لزوما در پی فعالیتی نیستند که مخاطره آنان زیاد باشد، بلکه مایلند مقدار متوسطی از مخاطره را برای شروع یک کسب و کار، معمولی تلقی می شود، بپذیرند.

گرایش به خلاقیت و نوآوری

خلاقیت عبارت است از توانایی تلفیق ایده ها به شیوه ای خاص برای برقراری ارتباط غیر معمول بین ایده های مختلف. در حالی که نوآوری فرایند بکار گرفتن یک ایده خلاق و تبدیل آن به یک محصول و یا خدمت مفید است.
کار آفرینی

روحیه شکست ناپذیری

کارآفرینان بر این باورند که چیزی به نام شکست وجود ندارد و آنچه به دست می آید، تنها نتیجه است و بس. گاهی با توجه به تلاش زیاد و با برنامه به موفقیت دست پیدا نمی کنند، در این لحظه می گویند درست است که به موفقیت نرسیدیم ولی تجربه بسیاری کسب کردیم ؛ در حقیقت آنان همیشه موفق هستند چه شکست بخورند چه پیروز شوند نتیجه و تجربه برای آنان اهمیت دارد. شکست وجود ندارد فقط تجربه مهم است.

مرکز کنترل درونی

برخی افراد بر این باورند که بر زندگی خود کنترل دارند و بعضی دیگر بر این باورند که نیروهای بیرونی زندگی آنها را کنترل می کننند، و این نیروها خارج از کنترل فردند.افرادی که دارای مرکز کنترل درونی هستند، حوادث زندگی خود را کنترل می کنند و صفات مشخصه ی درونی آنان تعیین میکند که در یک موقعیت، چه اتفاقی خواهد افتاد.

نیاز به استقلال

 نیاز به استقلال را با عباراتی نظیر کاری را برای خود انجام دادن و آزادی عمل داشتن و آقای خود بودن تعریف کرده اند. در واقع، نیاز به استقلال عاملی است که سبب می شود تا کارآفرینان به اهداف و رویای خود دست یابند. بیشتر کارآفرینان، ساعات زیادی را در روز کار می کنند، اما رضایت آنان از آنجا حاصل می شود که با وجود محدودیت های اقتصادی و محیطی، خود تصمیم می گیرند، کارها را به شیوه و طبق برنامه خود انجام دهند.

کلید واژه ها
کارآفرینی کار آفرینی اقتصاد روانشناسی خلاقیت
پست قبلی

چرا فرزندم با ما به سفر نمی آید؟

پست بعدی

جذب سرمایه در استارت آپ ها

 

در همین رابطه بخوانید :